
bbc.com · Feb 26, 2026 · Collected from GDELT
Published: 20260226T160000Z
از لبنان تا یمن؛ آیا جنگ احتمالی ایران و آمریکا «محور مقاومت» را فعال میکند؟منبع تصویر، NurPhoto via Getty Imagesنویسنده, سعید جعفریشغل, روزنامهنگار۴ ساعت پیشزمان مطالعه: ۱۴ دقیقهجمهوری اسلامی طی دههها کوشیده است بازدارندگی خود را فقط به موشک و پدافند و توان داخلی محدود نکند و آن را به «عمق منطقهای» گره بزند. سرمایهگذاری روی شبکهای از بازیگران غیردولتی مسلح در لبنان، عراق، سوریه و یمن، بخشی از همین راهبرد بود؛ راهبردی که در ادبیات امنیتی، بهنوعی «جنگ در منطقه خاکستری» (Grey Zone) تعبیر میشود: نه جنگ کلاسیک تمامعیار، نه صلح پایدار، بلکه فشار، فرسایش، تهدید، و حملههای محدود و قابل انکارپذیری که به طرف مقابل هزینه تحمیل میکند، بدون آنکه لزوما به جنگ گسترده منجر شود.اما از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ به بعد، این معادله بهتدریج تغییر کرد. اسرائیل تلاش کرد با ضربه زدن به حلقههای این شبکه، در درجه اول گروههای همسو با ایران و سپس با گسترش دامنه درگیری به اهداف ایرانی در منطقه و حتی در خاک ایران، تهران را از همان «منطقه خاکستری» بیرون بکشد و به سمت یک وضعیت پرهزینهتر سوق دهد؛ وضعیتی که در آن، جمهوری اسلامی باید بین عقبنشینی و یا تشدید تنش، یک گزینه را انتخاب میکرد.منبع تصویر، Anadolu via Getty Imagesتوضیح تصویر، کشتن حسن نصرالله و آسیب به بخشی از ظرفیتهای فرماندهی و زیرساختی حزبالله، به این متحد کلیدی جمهوری اسلامی در خاورمیانه ضربات جبرانناپذیر وارد کرددر همین فاصله، ضربات واردشده به برخی گروههای شبهنظامی وابسته به جمهوری اسلامی در منطقه قابل توجه بوده است. با سقوط حکومت بشار اسد، سوریه از دست رفته و مسیرهای سنتی تدارکاتی برای برخی گروهها به ویژه در لبنان محدودتر شده است. حزبالله بهعنوان اصلیترین متحد منطقهای تهران جنگی سنگین را پشت سر گذاشته، با کشتن حسن نصرالله و همچنین آسیب به بخشی از ظرفیتهای فرماندهی و زیرساختی این گروه، این مهمترین گروه متحد جمهوری اسلامی در خاورمیانه، ضربات جبرانناپذیری را متحمل شده است.از سوی دیگر، فشار اقتصادی و تحریمها باعث شده توان مالی جمهوری اسلامی برای حمایت مستمر و پرهزینه از این شبکه، مانند گذشته میسر نباشد.با این حال، همین ابزارهای تضعیفشده به صورت کامل از بین نرفتهاند. تحلیلگران بر این باورند که آنها همچنان ظرفیتهایی برای ایجاد هزینه، تهدید و اختلال دارند و در سناریوی جنگ، میتوانند بهعنوان گزینههای پاسخ غیرمستقیم یا ابزارهای اعمال فشار وارد بازی شوند. پرسش اصلی این است که هر کدام از این بازیگران، با توجه به محدودیتهای تازه، چه سطحی از مداخله را ممکن و عقلانی میدانند و مهمتر از همه، آیا جنگ را «تهدید وجودی» علیه جمهوری اسلامی تلقی میکنند یا خیر. و اگر درگیری نظامی بین ایران و آمریکا رخ دهد، این گروههای شبه نظامی متحد جمهوری اسلامی در منطقه برای حفظ حکومت در تهران چه خواهند کرد؟در ادامه، سه دسته اصلی از این متحدین جمهوری اسلامی را به صورت جداگانه مورد بررسی قرار میدهیم: حزبالله لبنان، شبهنظامیان شیعه در عراق و حوثیهای یمن.منبع تصویر، AFP via Getty Imagesتوضیح تصویر، حزبالله که پیشتر از عمق لجستیکی و مسیرهای تامین گستردهتری برخوردار بود، اکنون در محیطی با نظارت شدیدتر و ریسک بالاتر فعالیت میکندحزبالله لبنان؛ بازوی فرسوده اما همچنان تاثیرگذارحزبالله از نظر تاریخی مهمترین دارایی منطقهای تهران بوده است: هم به دلیل ظرفیت نظامی و موشکی، هم به دلیل موقعیت جغرافیایی در مرزهای شمالی اسرائیل و البته به دلیل نقش سیاسی و اجتماعی که در طول سالها در لبنان ایفا کرده است.با این حال، شرایط امروز حزبالله با گذشته تفاوت چشمگیر دارد.Skip پربینندهترینها and continue readingپربینندهترینهاEnd of پربینندهترینهاجنگ با اسرائیل و ضربات امنیتی-اطلاعاتی، به نظر میرسد بخشی از توان سازمانی و بازدارندگی حزبالله را فرسوده کرده است. کشته شدن حسن نصرالله، صرفنظر از پیامدهای نمادین، به معنای خلاء در سطح رهبری و ضرورت بازسازی تصمیمگیری و فرماندهی این گروه هم بوده است. همزمان، وضعیت داخلی لبنان، اقتصاد فروپاشیده، فشار اجتماعی، و حساسیت بالای گروههای غیرشیعه نسبت به هر جنگ تازه، دست حزبالله را برای ورود به یک رویارویی جدید بستهتر کرده است.مایکل یانگ، سردبیر مرکز خاورمیانه موسسه کارنگی در بیروت در این خصوص به بیبیسی فارسی میگوید: «در لبنان، هزینه هرگونه مداخله به نفع ایران بسیار بالا خواهد بود. توان حزبالله برای تغییر توازن قوا بسیار محدود است. حزبالله در موقعیتی انزواگونه قرار دارد و بسیاری در این کشور با ورود به جنگی تازه مخالفند.» او همچنین تاکید میکند که اگر حزبالله به گزینههای سنگینتر مانند استفاده از موشکهای بالستیک علیه اسرائیل برود، واکنش تلآویو میتواند «ویرانگر» باشد؛ سناریویی که به باور او میتواند هزینهای کمرشکن برای لبنان بسازد.این تحلیلگر لبنانی مسائل خاورمیانه همچنین به محدودیتهایی که در داخل کشور برای حزبالله وجود دارد اشاره میکند و میگوید: «دولت لبنان بر اصل انحصار سلاح در دست دولت تاکید کرده است. بسیاری از جوامع مذهبی خارج از جامعه شیعه و حتی بخشی از خود شیعیان دیگر تمایلی ندارند بهای سنگینی به خاطر ایران یا فلسطین بپردازند. از این رو حتی در میان شیعیان نیز نگرانی جدی درباره احتمال مداخله حزبالله به سود ایران وجود دارد.»یک محدودیت عملی هم وجود دارد که در تحلیلهای امنیتی به شکل قابل توجهی به آن اشاره میشود: حزبالله، نسبت به دورههایی که عمق لجستیکی و مسیرهای تامین گستردهتری داشت، اکنون در محیطی با «نظارت شدیدتر» و «ریسک بالاتر» عمل میکند. از دست رفتن سوریه بهعنوان مسیر سنتی و امنتر برای انتقال برخی ظرفیتها، به معنای دشوارتر شدن بازتولید سریع توان موشکی و تدارکاتی است. کاوه حسن، تحلیلگر ارشد موسسه استیمسون در بروکسل در گفتگو با بیبیسی فارسی به این نکته اشاره میکند و میگوید: «حزبالله دیگر سوریه را به عنوان مسیر تامین در اختیار ندارد.»در عین حال، آتشبس میان حزبالله و اسرائیل که از اواخر ۲۰۲۴ برقرار شد، همچنان شکننده و پرتنش توصیف میشود و حملات هدفمند اسرائیل به مواضع منتسب به حزبالله بهطور کامل متوقف نشده است. دولت لبنان در ماههای اخیر آشکارا بر ضرورت انحصار سلاح در دست دولت و جلوگیری از کشیده شدن کشور به جنگی تازه تاکید کرده و همزمان فشارهای بینالمللی برای اجرای کامل قطعنامه ۱۷۰۱ و محدودسازی حضور مسلحانه حزبالله افزایش یافته است. این مجموعه فشارهای داخلی و خارجی، فضای مانور حزبالله برای ورود به یک درگیری گسترده جدید را بیش از گذشته محدود کرده است.در این چارچوب، ناظران تردید دارند که حزبالله بخواهد یا بتواند در صورت آغاز جنگ ایران و آمریکا، بهصورت گسترده وارد میدان شود؛ دستکم نه در همان روزهای اول و نه به شکلی که اسرائیل را وارد یک جنگ تمامعیار در لبنان کند.تحلیلگران مسائل خاورمیانه استدلال میکنند که حزبالله ممکن است هنوز توان انجام اقدامات محدود، نمایشهای بازدارنده، یا حتی عملیاتهای پهپادی و موشکی در سطح کنترلشده را داشته باشد، اما ورود تمام عیار برای این گروه لبنانی ممکن است تهدیدی موجودیتی برایش به همراه داشته باشد و همچنین باقی مانده سرمایه سیاسی این جریان هم در لبنان در معرض خطر جدی قرار گیرد.با این حال، کاوه حسن، استدلال میکند که تحت یک شرایط خاص، ممکن است حزبالله رویکرد دیگری را برگزیند و آنهم در صورتی است که این گروه لبنانی به این نتیجه برسد که حملات آمریکا، یک تهدید وجودی علیه جمهوری اسلامی شکل میدهد. این تحلیلگر عراقی مسائل خاورمیانه در این خصوص میگوید: «مسئله اصلی این است که آیا آنها احساس میکنند نظام ایران با تهدیدی وجودی روبهرو شده یا خیر. به باور من تنها در صورت احساس چنین تهدیدی است که مداخله گسترده صورت خواهد گرفت.»منبع تصویر، AFP via Getty Imagesتوضیح تصویر، برخلاف حزبالله، گروههای مسلح همسو با ایران در عراق، مانند حشد الشعبی، غیرمتمرکز، چندلایه و تا حدی رقابتی هستندشبهنظامیان شیعه در عراق: پیچیدهتر، منعطفتر، و رقابتیبرخلاف حزبالله که ساختار تصمیمگیری متمرکزتر و قابل پیشبینیتری دارد، منظومه گروههای مسلح همسو با ایران در عراق متکثر، چندلایه و تا حدی رقابتی است. برخی از آنها درون ساختار رسمی یا نیمهرسمی (مثل حشد الشعبی) جای دارند، برخی در قالب ائتلافهای سیاسی وارد پارلمان شدهاند، و برخی دیگر در عین حضور سیاسی، هویت مسلحانه مستقل خود را حفظ کردهاند.این گروهها طی سالهای گذشته همزمان دو هدف را دنبال کردهاند: حفظ نقش منطقهای در جریان موسوم به «محور مقاومت» و در عین حال تقویت جایگاه داخلی در سیاست عراق.در حالی که همچنان پیوندهای منطقهای این گروهها با تهران پابرجاست و سفرها و دیدارهای دورهای مقامهای ایرانی با رهبران این گروهها ادامه دارد، از سوی دیگر، بخشی از گروههای شبه نظامی شیعه، بر تثبیت قدرت داخلی، سهم داشتن از کیک قدرت در عراق و همچنین حفظ دستآوردهای انتخاباتی تمرکز کردهاند.اعداد برآمده از انتخابات پارلمانی ۲۰۲۵ در عراق تصویر روشنتری ارائه میدهد. «ائتلاف صادقون»، شاخه سیاسی «عصائب اهل حق» به رهبری قیس خزعلی است؛ گروهی منشعب از جریان صدر که از زمان حضور نیروهای آمریکایی در عراق با رویکردی ضدآمریکایی شناخته میشود وگفته میشود روابط نزدیک و مستمری با ایران و بهویژه نیروی قدس سپاه پاسداران داشته است. این ائتلاف از ۹ کرسی در ۲۰۲۱ به ۲۷ کرسی در انتخابات سال ۲۰۲۵ رسیده است.«سازمان بدر» به رهبری هادی عامری قدیمیترین جریان شیعه مسلح نزدیک به ایران محسوب میشود؛ ریشه آن به دهه ۱۹۸۰ و فعالیت در کنار ایران در دوران جنگ ایران و عراق بازمیگردد. بدر در ساختار رسمی حشد الشعبی و همچنین در وزارتخانهها و نهادهای امنیتی عراق نفوذ دارد و کرسیهایش را از ۱۳ به ۱۸ افزایش داده است.«جنبش عطا» به رهبری فالح فیاض، که ریاست حشد الشعبی را بر عهده دارد؛ جریانی عملگراتر تلقی میشود که تلاش کرده میان نقش نهادی حشد و الزامات دولت مرکزی توازن برقرار کند، اما در عین حال تصور میشود روابط نزدیک و هماهنگ با جمهوری اسلامی را حفظ کرده باشد. این جریان در انتخابات اخیر، ۱۵ کرسی به دست آورده است.منبع تصویر، Anadolu via Getty Imagesتوضیح تصویر، کتائب حزبالله، از گروههای کوچک اما قدرتمند عراقی، ارتباط مستقیم با رهبری ایران دارند و از تصمیمهای آن تبعیت میکنند«ائتلاف حقوق»، شاخه سیاسی گروه «کتائب حزبالله» عراق است؛ گروهی با ساختار ایدئولوژیک سختگیرانه و پیوندهای مستقیمتر با سپاه پاسداران که در سالهای اخیر بارها آمریکا را تهدید کرده و در فهرست تحریمهای ایالات متحده قرار دارد، ۶ کرسی خود را در پارلمان حفظ کرده است.همچنین جریان «بلاد سومر» به رهبری احمد اسدی، از فرماندهان پیشین حشد الشعبی، در چارچوبی نزدیک به جریانهای موسوم به «محور مقاومت» تعریف میشوند، هرچند در عرصه سیاسی رویکردی پراگماتیکتر نشان دادهاند. این گروه هم با کسب ۷ کرسی وارد پارلمان شده است.در مجموع، این نتایج نشان میدهد بخشی از گروههای همسو با ایران اکنون علاوه بر هویت مسلحانه، بازیگران رسمی ساختار قدرت عراق نیز هستند؛ موقعیتی که برای آنها «هزینه سیاسی» هرگونه درگیری فرامرزی را افزایش میدهد، زیرا موقعیت پارلمانی، سهم در دولت و مشروعیت نهادی دارند که ممکن است در صورت تشدید تنش از دست برود.با این حال، در مقایسه با حزبالله، احتمال مداخله برخی گروههای عراقی در صورت حمله آمریکا به ایران، به سه دلیل بیشتر محتمل به نظر میرسند: نخست، هدف نزدیکتر و آسانتر: حضور پایگاهها و منافع آمریکا در عراق، هدفی دسترسپذیرتر از اسرائیل است.دوم، بازیگران: حتی اگر دولت عراق یا برخی رهبران سیاسی خواهان کنترل باشند، ممکن است گروههای کوچکت