
balatarin.com · Feb 16, 2026 · Collected from GDELT
Published: 20260216T074500Z
ژرار آرو، سفیر پیشین فرانسه در آمریکا، در یادداشتی تحلیلی در هفتهنامۀ «لوپوئن» مینویسد که با وجود سرکوب اعتراضها در ایران، دولت دونالد ترامپ سقوط جمهوری اسلامی را بهعنوان هدف اصلی خود دنبال نمیکند و ترجیح میدهد بهجای ورود به یک درگیری نظامی پرهزینه، وارد مذاکره با جمهوری اسلامی ایران دربارۀ برنامۀ هستهای این کشور بشود. به نوشتۀ آرو، جمهوری اسلامی بار دیگر و با خشونتی بیش از گذشته اعتراضهای مردمی را سرکوب کرده و دهها هزار ایرانی بهای مطالبۀ آزادی را با جان خود پرداختهاند. با این حال، رژیمی که منفور اکثریت جامعه ایران است، نشان داده که هنوز میتواند با اتکا به خشونت و کشتار در قدرت باقی بماند. به نوشتۀ سفیر پیشین فرانسه در آمریکا، اتفاقاً در چنین مقطعی، دولت آمریکا تصمیم گرفت وارد مذاکره با تهران شود تا بتواند محدودیتهای بیشتری بر غنیسازی اورانیوم، برنامۀ موشکی و نیز حمایت تهران از گروههای نیابتی در منطقه اعمال کند، از جمله بر حزبالله لبنان و حوثیهای یمن ـ واشنگتن برای تقویت موضع خود، بهتدریج آرایشی گسترده از نیروهای دریایی و هوایی در خاورمیانه مستقر کرده است که به گفتۀ این دیپلمات فرانسوی، امکان اجرای حملات سنگین علیه کشوری را فراهم میکند که نیروی هوایی مؤثری ندارد و سامانههای پدافند هوایی آن پیشتر در حملات اسرائیل آسیب دیده است. ژرار آرو در ادامه مینویسد : نفرت گسترده از حکومت ایران ممکن است برخی را به این امید برساند که شکست مذاکرات به مداخلۀ نظامی گسترده و در نهایت سقوط رژیم اسلامی بینجامد، اما چنین انتظاری با واقعیتهای سیاسی سازگار نیست. او یادآوری میکند که دولت ترامپ، برخلاف برخی تصورات، هیچگاه علاقهای به ترویج دموکراسی از طریق مداخلۀ نظامی نداشته و با استناد به تجربیات عراق، لیبی و سوریه نسبت به مفهوم «تغییر رژیم» بدبین بوده است. به باور ترامپ این تجربیات به بیثباتی، جنگ داخلی و گسترش تروریسم انجامیدهاند. از نگاه دولت آمریکا، ثبات منطقهای بر هر ملاحظۀ دیگری ارجحیت دارد. به اعتقاد نویسندۀ یادداشت لوپوئن، نباید از این رو انتظار داشت که دونالد ترامپ در مسیری گام بردارد که با تحلیلها و باورهایش همخوانی ندارد. او همچنین یادآور میشود که رئیسجمهوری آمریکا پیشتر مردم ایران را با وعدۀ پشتیبانی از آنان به ادامۀ اعتراضها تشویق کرد ولی ناگهان عقبنشست و در نهایت به مواضع رسمی دولت آمریکا بازگشت. آرو در بخش دیگری از تحلیل خود مینویسد : حتی اگر ترامپ بهطور ناگهانی به یک «تحول دموکراتیک» باور پیدا کند، عملیاتی کردن چنین هدفی دشوار خواهد بود. از آنجا که اعزام نیروهای زمینی برای آمریکا منتفی است، گزینه محتمل تنها حملات هوایی خواهد بود که به گمان نویسنده مقاله بعید است به سقوط حکومتی بینجامد که پیشتر دوازده روز حملات دقیق و مؤثر اسرائیل را پشت سر گذاشته و همچنان پابرجا مانده است. به باور دیپلمات فرانسوی، زیرساختهای دفاعی و پناهگاههای نظامی ایران بازسازی شده، مخالفان داخلی سرکوب یا بازداشت شدهاند و رهبران نظام در جغرافیای گسترده کشور پراکنده شدهاند. حتی اگر آمریکا بتواند برخی اهداف را تضعیف کند، تضمینی وجود ندارد که ساختار قدرت فروبپاشد و جای خود را به آزادی بدهد. نویسنده تأکید میکند که «هیچ جنگی تنها با قدرت هوایی پیروز نمیشود» و محتملترین پیامد چنین حملاتی افزایش رنج مردم ایران خواهد بود. سفیر پیشین فرانسه در آمریکا میافزاید که مخالفت دونالد ترامپ با گرفتار شدن در یک جنگ طولانی، احتمالاً سناریوی حملات محدود و کوتاهمدت را تقویت میکند؛ آن هم در صورتی که اصلاً چنین حملاتی انجام شود. بهگفتۀ او، پادشاهیهای خلیج فارس که نفوذ قابلتوجهی در واشنگتن دارند، از ترس واکنشهای تلافیجویانۀ تهران با یک جنگ گسترده مخالفاند. رجب طیب اردوغان، رئیسجمهوری ترکیه، نیز که به ترامپ نزدیک تلقی میشود، چنین دیدگاهی دارد و بعید است ستاد کل ارتش آمریکا بدون هدفی روشن و قابل تحقق از مداخلۀ نظامی حمایت کند. آرو یادآور میشود که حتی اسرائیل نیز، با وجود مواضع تند خود، تجربۀ حملات موشکی ایران را از یاد نبرده است. از نگاه او، ترامپ بهدنبال «پیروزی بدون تلفات» است که بتواند آن را بهعنوان دستاوردی ملموس به افکار عمومی عرضه کند، و حمله به ایران چنین تضمینی را فراهم نمیکند. به باور نویسنده، سناریوی محتملتر آن است که تهران با ارائه پیشنهادی تازه، توافقی مشابه برجام ۲۰۱۵ را - البته با ظاهری جدید- به واشنگتن بفروشد. او مینویسد : اینکه ترامپ در سال ۲۰۱۸ از توافق هستهای خارج شد، مانعی برای پذیرش دوبارۀ توافقی مشابه در سال ۲۰۲۶ نخواهد بود، زیرا رئیسجمهوری آمریکا پیشتر نیز تغییر مواضع ناگهانیتری داشته است. در جمعبندی این تحلیل آمده است که چه در قالب حملات محدود نظامی و چه از طریق دستیابی به توافق هستهای، هیچ نشانهای وجود ندارد که سقوط جمهوری اسلامی در آینده نزدیک هدف واقعی سیاست آمریکا باشد : رژیمی که اگرچه تضعیف شده، اما فروپاشی آن نه در دستور کار واشنگتن قرار دارد و نه لزوماً در توان آن است.